نوبت به خود روحانی رسید
- 7 ساعت پیش

سردادن شعارهای معنادار هنگام سخنرانی روحانی در آرامگاه رهبر انقلاب اسلامی را میتوان پایان تعارف مخالفان دولت با شخص روحانی توصیف کرد. شعارهایی که ظاهرا توسط "خودجوشها" سر داده شد؛ فریادکنندگانی که چندان هم خودسر نیستند.
تعدادی از حاضران در مراسم سالگرد درگذشت آیتالله خمینی که از ساعتها قبل در مقابل تریبون حضور یافته و متمرکز شده بودند در همان ابتدای برنامه، در سخنرانی روحانی اختلال ایجاد کردند.
در سالی که رهبر جمهوری اسلامی آنرا "سال همدلی و همزبانی ملت و دولت" نامیده، معترضان شعارهایی چون "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" و "این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده" سر دادند. بعدتر، در میان سخنان رییس جمهور نیز شعارهایی مانند "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر منافق" فریاد شد.

محسن غرویان، از اساتید حوزه علمیه که در مراسم حضور داشته، گزارش معناداری دارد: "متأسفانه در بین این افراد حاشیهساز، برخی نیز با یونیفرم خاص و لباس فرم حضور داشتند که شعار میدادند و آن جمع محدود را هدایت میکردند."
"یونیفرمهای خاصی" که غرویان گزارش میکند، معمولا توسط شبهنظامیها و نظامیهای تندرو مورد استفاده قرار میگیرد؛ باندهایی از قدرت که اینک از جلوهگری مستقیم در برابر روحانی، آنهم با شعارهای معنادار، پروایی ندارند.
خودسرها؛ بازوهای اجرایی تندروها
خودسرها، لباس شخصیها، خودجوشها یا گروههای فشار، یا هر اسم و توصیف دیگر؛ این عناوین، تفاوتی در ماهیت رخداد ندارد. راست افراطی و مخالفان تکثر و چندصدایی، هر اظهارنظری را که برنتابند با جنجال و شعار و فریاد، یا فراتر، با حمله و خشونت و ارعاب، وادار به سکوت میکنند.
تمامیتخواهی جز مطلوبهای سیاسی و ایدئولوژیک خود چیز دیگری را تحمل نمیکند. البته بسته به اهمیت موضوع، حساسیت و واکنش تندروها نیز متفاوت است.
از برآمدن دولت روحانی، اجرای کنسرتهای موسیقی اینجا و آنجای کشور دچار اختلال میشود. در بوشهر معترضان (که خود را "امت حزبالله" توصیف میخوانند) مانع ورود مردم به سالن کنسرت میشوند. در شیراز کنسرتی که بلیطهای آن فروخته شده، ناگهان و توسط فرمانداری لغو میشود. در یزد لباس شخصیها به کنسرتی حمله میکنند. در اصفهان به خانمهای گروه کامکارها اجازه رفتن روی سن داده نمیشود. در مشهد نوازنده زن دف از روی صحنه اخراج میشود. و کمتر هفتهای است که خبری مشابه منتشر نشود.
تندروها البته مستقل از حساسیتهای فرهنگی و ایدئولوژیک، در حوزه سیاست واکنشهای تندتری دارند.
علی مطهری در شیراز با سنگ و چوب و مشت و لگد مورد استقبال قرار میگیرد و امکان سخنرانی نمییابد. سخنرانی محمود سریعالقلم، مشاور روحانی منتفی میشود. سخنرانی برخی اصلاحطلبان و حامیان دولت (از زیباکلام و اصغرزاده تا الهه کولایی و نجفقلی حبیبی) اینجا و آنجا، با مخالفت روبرو و لغو میشود.
منتفی شدن برنامه سخنرانی حسن خمینی در بروجرد یک شاهد مهم در سال پیش بود. حتی سخنرانی برخی همراهان دولت (کسانی چون معصومه ابتکار و علی یونسی، مشاوران رییس جمهور)، و اکبر هاشمی رفسنجانی هم از جنجال و شعار و اختلال بینصیب نمانده است.
بازوهای اجرایی تندروها و باندهای تمامیتخواه مستظهر به عدم واکنش دستگاه قضایی و نهادهای اطلاعاتی ـ امنیتی، با فراغ بال، هر صدایی را خوش نیابند، با فریاد و جنجال و ارعاب برهم میزنند. وکیل علی مطهری گزارش میدهد: "از میان ١١ نفری که [در ماجرای حمله به این نماینده مجلس در شیراز] براییشان کیفرخواست صادر شده، هشتنفر از اعضای نهادی خاص هستند."
وابستگان "نهادهای خاص" اینک به سراغ خود حسن روحانی آمدهاند.
زنگها برای روحانی به صدا درآمده
ایجاد اختلال در سخنرانی روحانی، تنها اتفاق تأملبرانگیز تندروها علیه دولت اعتدالگرا نیست. هرچند بازوهای مطبوعاتی مخالفان از تولد دولت اعتدال تاکنون، از انتقاد تند و حمله به دولت ابایی نداشتهاند، اما تحرک میدانی مخالفان ظاهرا از دوران جدیدی خبر میدهد.

قابل تأمل آنکه، چند روز پیش در بیانیه مفصلی "دانشگاه جامع امام حسین" وابسته به سپاه پاسداران، مسئولان ارشد سیاسی ـ اقتصادی دولت را هدف هشدار تند قرار داد. این بیانیه از "برخی از دوستان انقلاب و مسئولین جمهوری اسلامی" که "متأسفانه با تحلیلهای سستبنیاد و از سر اشتباه محاسباتی" با "مغرضین عنود و لجوج در نشریات و مداخل علمی و مناصب سیاسی ـ اجتماعی در یک مسیر قدم برمیدارند" انتقاد و این اقدامات را "خطری بزرگ و خیانتی سهمگین" توصیف کرد.
بیانیه دانشگاه سازمانی سپاه همچنین تذکر داده: "سادهاندیشان در هر کسوت و سمتی هستند باید تا دیر نشده به خط واقعی مردم که همان خط اصیل اسلام ناب محمدی است بازگردند و دنیا و آخرت خود را تباه نسازند." بیانیه مزبور از "واکنش انقلابی" با "شبههافکنی عنودانه و لجوجانه" نیز سخن گفته است.
جز این بیانیه، روابط عمومی دانشگاه امام حسین نیز در متنی خواستار تغییر "منطقگ مذاکرات هستهای شد و به مسئولان دولت نسبت به "هرگونه تخطی و تعرض" از "فرمان" رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داد. بیانیه مزبور از "دولت و مذاکرهکنندگان" خواسته بود که "بهصورت دقیق و صریح سقف تداوم مسیر اعتمادسازی را برای ملت ایران معلوم کنند."
روابط عمومی دانشگاه سازمانی سپاه پاسداران همچنین "نارضایتی عمیق خود را از تداوم مذاکراتی که با اهرم تهدید نظامی و تحریم اقتصادی انجام میشود" اعلام کرده بود.
شاید سر دادن شعارهای قابل تأمل و جنجالآفرینی و اختلال در سخنرانی روحانی با ملاحظات دو بیانیهی یادشده، معنایی دیگر یابد.
حسن روحانی که سالها با مهمترین نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، همکاری داشته، باید صدای زنگهای هشدار را که بهقدر لازم بلند شده، شنیده باشد.
ناگزیری روحانی از برخورد با تمامیتطلبی
دولت حسن روحانی دستهای چندان گشودهای ندارد. تکلیف رأس هرم قوه قضاییه و سپاه و سازمان اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی مشخص است. بخشی از مشکل اینجاست که حتی وزارت اطلاعات و وزارت کشور روحانی نیز واجد همسویی معمول با شعارها و برنامههای دولت و نگاه روحانی نیستند.
شاید بتوان گفت: "خودکرده را تدبیر نیست." حسن روحانی با انتخاب علی اکبر رحمانی فضلی (از نزدیکان علی لاریجانی) به سمت وزیر کشور، و نیز محمود علوی فاقد قاطعیت و قدرت مدیریت به سمت وزیر اطلاعات، این دو وزارتخانه مهم را به تعبیری از کف داده است.
این تنها خودسرهای مستظهر به سپاه و بسیج و دستگاه قضایی و امام جمعهها نیستند که مانع برگزاری مراسم سخنرانی و کنسرت و ... میشوند؛ برخی استاندارها و فرماندارهای ناهمسو با رئیس جمهور و مخالف آزادی بیان و عقیده بهقدر لازم با گروههای فشار همسویی نشان دادهاند.
وضع چنان تلخ شده که علی مطهری در نامهای به حسن روحانی، با اشاره به "ترس" برخی استانداران و فرمانداران از تهدیدها، و "کوتاه آمدن" ایشان و "همراهی مسئولان اجرایی با طرفداران خفقان"، هشدار داده که "اگر یک بار دیگر اینگونه حوادث تکرار شود"، وزیر کشور را با همراهی برخی از نمایندگان، استیضاح خواهد کرد.
عمر دولت حسن روحانی به دو سال نرسیده، تهدیدها بهشکل مستقیم و علنی، متوجه خود او شده است. رییس جمهوری که تمام تخممرغهای خود را در سبد انرژی هستهای و حل و فصل بحران اتمی با غرب گذاشته است، اگر همچنان به توسعه سیاسی بیاعتنا نشان دهد، با ریزش فزاینده بدنه اجتماعی حامی و نیز افزایش هجمه تندروها مواجه خواهد شد.
حسن روحانی هرچند همچنان بر پروژه خود (مصالحه با غرب) با عنایت به همسویی هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی تمرکز کرده، اما ناگزیر است دستکم، برای مقابله با تمامیتخواهی و فزونطلبی اقلیت خشونتگرا و ارعابپیشه، تمهیداتی جدی بیاندیشد.
این ملاحظه وقتی اهمیت مییابد که بهیاد آوریم روحانی هنوز نتوانسته آزادی و امنیت لازم برای فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و روزنامهنگاران و منتقدان را تأمین کند. صدور و اجرای احکام سنگین قضایی آنهم به پشتوانه پروندهسازیهای وزارت اطلاعات دولت اعتدالگرا، شاهدی مهم و تأسفبار برای این مساله است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر