۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه

شکار قاتل خونسرد در مسافرخانه

شکار قاتل خونسرد در مسافرخانه

 قاتل خونسرد که دوست قدیمی‌اش را قربانی کینه خود کرده و جسد را با فرغونی کنار زباله‌ها رها کرده بود، در مسافرخانه پنهان بود.  ماجرای این جنایت روز 18 بهمن ماه سال گذشته در شوک روزنامه ایران انتشار یافته بود.
گروگانگیری
روز 16 بهمن ماه سال گذشته وقتی زن افغان فاش کرد خواهرزاده‌اش به گروگان گرفته شده است و 600 هزار تومان پول می‌خواهد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد جنایتی خاموش رخ دهد.

از همان روز نخست به دستور بازپرس «احمدبیگی» از شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران تیمی از اداره 11 پلیس آگاهی دست به کار شدند تا از این گروگانگیری رازگشایی کنند.

در این مرحله خاله گروگان به افسر تحقیق گفت: «یک ناشناس با شماره گوشی تلفن همراه خواهرزاده‌ 25 ساله‌ام به نام «علیرضا» با پسرم تماس گرفت و گفت وی را به گروگان گرفته و تنها در ازای 600 هزار تومان که از علیرضا طلبکار است، او را آزاد خواهد کرد. او اصرار داشت پول را به حساب خواهرزاده‌ام کارت به کارت کنیم که بلافاصله این کار را کردیم اما علیرضا را آزاد نکرد و نگران او هستیم.
کارآگاهان که در تجسس‌های خود پی برده بودند علیرضا کارگر ساختمانی نیمه‌کاره در تجریش بود و دریافتند وی با پسر 22 ساله‌ای به نام «شکرالله» که هموطنش نیز بود، اختلاف مالی پیدا کرده است اما شکرالله به طرز ناگهانی‌ ناپدید شده و پیش از ترک محل کارش به تسویه حساب با پیمانکار ساختمانی دست زده بود.

در بررسی تراکنش مالی حساب عابربانک علیرضا، کارآگاهان موفق به شناسایی یک بوتیک لباس‌فروشی در بازارچه تجریش شدند که همه 600 هزار تومان پول در آنجا خرج شده بود. بدین‌ترتیب مرد مغازه‌دار تحت تحقیق گرفته شد و ادعا کرد یک افغان 20 ساله با مراجعه به مغازه‌اش اقدام به خرید لباس به ارزش 100 هزار تومان کرده سپس به بهانه اینکه قصد مسافرت به کشورش را داشته و نیاز به پول نقد دارد، از وی خواسته تا بقیه موجودی حساب عابربانکش را به صورت نقدی پرداخت کند. من نیز به خاطر کمک کردن، 500 هزار تومان به وی پرداخت کردم.
جسدی در ولنجک
روز 15 بهمن ماه سال گذشته جسد جوانی ناشناس در یک فرغون در نزدیکی سطل آشغال در منطقه ولنجک و خیابان آصف نبش کوچه اکبری توسط رفتگران پیدا شد.

فیلم‌های دوربین‌های مداربسته نشان داد مردی خونسرد در حالی که با موبایلش مکالمه می‌کند، جسد را با فرغون به محل زباله‌ها برده و در آنجا رها کرده است.

وقتی کارآگاهان با بررسی جسد پی بردند وی افغان است و همزمانی آن با گروگانگیری 600 هزار تومانی مطمئن شدند که قربانی همان علیرضا است.

دیگر هیچ شکی نبود که شکرالله پس از گروگانگیری و قتل گریخته است و کارآگاهان دریافتند این دو جوان از 6 ماه پیش و در زمان کار کردن در یک ساختمان نیمه‌کاره در تجریش با هم دوست شده‌اند اما پس از مدتی جای خود را تغییر داده است.

دوستان دیگر این دو جوان در بازجویی‌ها ادعا کردند علیرضا از قاتل فراری قرض گرفته بود اما قصد بازگردان نداشت که بین آن دو اختلاف به وجود آمد و علیرضا محل کارش را تغییر داده بود. در حالی که احتمال داده می‌شد شکرالله از کشور خارج شده باشد، اقدامات اطلاعاتی نشان داد وی در تهران است و از مدت‌ها پیش در یک مسافرخانه واقع در میدان راه‌آهن پنهان است.

همین کافی بود تا قاتل فراری ساعت 4 عصر هفتم خردادماه امسال دستگیر شود و با خونسردی جزئیات قتل گروگانش را فاش کند.
وی به کارآگاهان گفت: «علیرضا از من 600 هزار تومان پول قرض کرد و من نیز تنها به خاطر دوستی و کمک، این پول را تهیه کردم و به او دادم؛ قرار بود علیرضا پولم را پس از مدت یک هفته به من بازگرداند اما زمانی که از وی درخواست پول کردم، او گفت پولی در اختیار ندارد و همین موضوع باعث شروع اختلاف ما شد، دو هفته پیش از جنایت، زمانی که برای پیگیری قرض خودم به علیرضا زنگ زده بودم، ناگهان او به ناسزاگویی پرداخت و گفت نمی‌خواهد پولم را پس بدهد، من نیز تصمیم گرفتم دیگر با علیرضا تماس نگیرم تا اینکه بعدازظهر 15 بهمن ماه 93 علیرضا به سر ساختمانی که من در آنجا نگهبان بودم آمد تا به قول خودش با من آشتی کند، از آنجایی که به خاطر ناسزاگویی‌های تلفنی، کینه شدیدی از علیرضا به دل گرفته بودم، زمانی که او با گوشی تلفن همراهش در حال بازی کردن بود، کلنگی را برداشته و ضربه‌ای از پشت سر به او زدم، پس از آن او را به قتل رساندم.»

شکرالله ادامه داد: «پس از جنایت، جنازه را داخل یک پتو قرار داده و در تاریکی شب، آن را با فرغون از ساختمان خارج کرده و پس از دور شدن از ساختمان، جسد را به همراه فرغون کنار یک سطل آشغال رها کردم و بسرعت به ساختمان بازگشتم».
فردای روز جنایت برای آنکه به پول خود برسم، از طریق تلفن همراه علیرضا با پسرخاله‌اش تماس گرفته و توانستم 600 هزار تومان را پس بگیرم، بعد فراری شدم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر