اشتباه مرگبار پزشکی؛ عروس نوجوان زنده به گور شد!
+35
رأی دهید
-2
نِیسی پِرِس تنها 16 سال داشت که به اشتباه درون تابوت و سپس داخل یک گور بتنی گذاشته شد. اعضای خانوادهاش به ناگهان صدای فریاد و ضربههای او را شنیدند. اقوام او جسد دختر جوان را خارج کردند و مشاهده کردند که شیشهی بالای تابوت او شکسته شده و سر انگشتانش نیز کبود شده است.
پزشکان تلاش کردند تا دوباره نیسی را احیا کنند، اما پس از اینکه موفق نشدند نشانههای حیات را در او مشاهده کنند، دختر جوان مجدد به داخل گور برگردانده شد و در همان جای قبلی دفن شد.
سه ماه از بارداری خانم پرس میگذشت. او در «لا انترادا» در غرب هندوراس زندگی میکرد. خانم پرس نیمه شب بیدار شد تا دستشویی برود که از هوش رفت. گفته میشود که او پس از شنیدن صدای شلیک گلوله وحشت کرده و از هوش رفته است. اما والدین مذهبیِ او عقیدهای دیگر دارند. آنها پس از اینکه مشاهده کردند از دهان خانم پرس کف خارج میشود، گفتند که ارواح خبیث وارد کالبد او شدهاند.
اقوام نیسی پرس میگویند که کشیشها تلاش کردند تا ارواح پلید را از کالبد نِیسی خارج کنند، اما او به تدریج تمام علائم حیاتی خود را از دست داد و به بیمارستان انتقال داده شد. پزشکان سه ساعت بعد مرگ او را تایید کردند.
یکی از کارگران گورستان به اسم «خسوس ویانوئِبا» میگوید که او هم صداهایی را شنیده است. او گفت: «من خودم را متقاعد کردم که این صداها از جای دیگری میآید. اصلا فکرش را هم نمیکردم که کسی زنده شده باشد. عصر آن روز، همسر خانم پرس پیش من آمد و به من التماس کرد که همسرش را از قبر خارج کنم. او حالت عجیبی داشت. خانواده خانم پرس به سرعت به آنجا رسیدند و او را خارج کردند. آنها مدام نام نیسی پرس را فریاد میزدند.»
پزشکان معتقدند که او احتمالا دچار وحشتزدگی شدیدی شده بود و فعالیت قلبیاش به طور موقت متوقف شده بود. فرضیه دیگر این است که او دچار «کاتاپلکسی» شده بود. فرد مبتلا به این اختلال گاه ناگهان دچار ضعف عضلانی شده و بیهوش میشود. این حالت معمولاً هنگام هیجانی شدن (مانند خندیدن، گریه کردن، جیغ کشیدن) روی میدهد. ممکن است خانم پرس داخل تابوت به هوش آمده باشد که احتمالا به دلیل کمبود اکسیژن تمام کرده باشد.
مادر خانم پرس پزشکان اولیه را مقصر دانسته و میگوید که آنها گفتند که نیسی هیچ نوع علائم حیاتی ندارد. او گفت: «حتی روز بعد هم او را از تابوت خارج کردیم، رنگ پوستش عادی بود و بدنش بو نمیداد. او اصلا شبیه مردهها نبود. وقتی گفتند دخترم زنده است، من خیلی خوشحال شدم و فکر میکردم بار دیگر دخترم را خواهم دید.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر