۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

قانون تابعیت ایران؛ قانونی بی‌توجه به سرنوشت کودک و نقش مادر

قانون تابعیت ایران؛ قانونی بی‌توجه به سرنوشت کودک و نقش مادر

حدود یک میلیون کودکی که مادر ایرانی دارند و در ایران متولد شده‌اند بدون شناسنامه ‌و بدون تابعیت هستند. نمایندگان مجلس اما حاضر به تغییر قانون اعطای تابعیت نیستند. قانون ایران تابعیت را از راه مادر قابل انتقال نمی‌داند.
Familie Iran Mutter Vater Kind Baby
مجلس شورای اسلامی ایران روز یکشنبه (۵ مهر/ ۲۷ سپتامبر) با کلیات طرح اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی و مردان غیرایرانی مخالفت کرد.
مخالفان طرح مذکور، دادن تابعیت به فرزندان مادران ایرانی و پدران غیرایرانی را از جمله عاملی برای تشویق مهاجرت به ایران می‌دانند.
قاسم جعفری، نماینده بجنورد در مخالفت با این طرح گفت که بیشتر ازدواج‌های زنان ایرانی با مردان غیرایرانی در استان‌های مرزی و از سر فقر صورت گرفته و تصویب این طرح به منزله تشویق این عملکرد و باز کردن راه برای افراد خارجی است. به نظر او، ملیت و هویت ایرانی از این طریق به خطر می‌افتد.
محمدعلی پورمختار، نماینده بهار و کبودرآهنگ نیز تصویب این طرح را برای "آینده امنیت ملی، اجتماعی و سیاسی کشور" خطرناک خواند. او افزود که این افراد "قاعدتا برخلاف قانون جمهوری اسلامی ازدواج کرده‌اند و نباید زمینه برای اقدامات بعدی این افراد مهیا شود".
نکته جالب توجه اما اینجا بود که در جلسه رای‌گیری برای این طرح، نماینده دولت مخالف این طرح بود. سخنگوی وزارت کشور در جریان بررسی کلیات طرح یاد شده گفت: «تصویب این طرح سبب تشویق مهاجرت به ایران خواهد شد و از آنجا که این طرح بار مالی برای دولت رقم می‌زند بهتر است که به کمیسیون مربوطه برگردد و مورد کارشناسی بیشتر واقع شود».
"تشویق به مهاجرت" و "خطرناک بودن برای امنیت ملی و سیاسی و اجتماعی کشور" عمده دلایل مخالفان طرح اعطای تابعیت به فرزندانی است که از مادری ایرانی و پدری غیرایرانی در خاک ایران متولد شده‌اند.
شنیدن صوت08:48

بشنوید: گفت‌وگو با نسرین ستوده

نسرین ستوده، حقوقدان و وکیل اما در مخالفت با این استدلال به دویچه‌وله می‌گوید: «این استدلال قابل پذیرش نیست ز​یرا به موجب ماده ۳ کنوانسیون حقوق کودک در همه​ی تصمیم‌گیری​ها اعم از قانون​گذاری، اجرایی و غیره، آنچه باید مدنظر قرار بگیرد، مصالح و منافع کودک است. در این طرح چیزی که به​کلی نادیده گرفته می​شود، منافع کودکان است. کودکانی که در این کشور به ​دنیا می​آیند و رشد می​کنند، نیاز به تحصیل دارند، نیاز به شناسنامه و اوراق هویت دارند و طی دهه​های طولانی از دادن این اوراق به ​آن​ها جلوگیری به​عمل آمده، به دلایلی که به قانون استناد می​شود و قانون البته اعطای شناسنامه به پدران ایرانی را مجاز قرار داده و همین طور تحصیل کودکانی را تضمین کرده که پدران آن​ها ایرانی هستند.»
تابعیت ایرانی بر اساس خون و تنها خون پدر
در دنيا سيستم تابعيت بر دو اصل استوار است؛ خون و خاک. بنا بر اصل خاک، كودک در هر کشوری به دنيا بيايد، تابعيت همان کشور به او تعلق می‌گيرد.
نسرین ستوده می‌گوید: «در کشورهای مختلف با توجه به نیازهای اجتماعی آن کشورها از سیستم​های مختلف و گاهی تلفیقی استفاده شده یعنی هرجا که لازم است از سیستم خون استفاده می​شود و خون هم الزاما خون پدر محسوب نمی​شود. چنانچه یکی از والدین کودک تابعیت آن کشور را داشته باشد، آن کشور تابعیت کودک را می​پذیرد. یعنی ممکن است تابعیت فرزند از تابعیت مادر متابعت کند. یا اینکه کشورهایی که مهاجرپذیر هستند بنا به شرایط خاصی که با آن مواجه هستند، با پیروی از سیستم خاک، تولد فرد را در خاک خودشان مبنا قرار می​دهند و می​گویند کسی که در خاک ما متولد شده، می​تواند تابعیت کشور ما را داشته باشد.»
قانون ایران اما تابعیت بر اساس خون را پذیرفته و این خون هم تنها از راه پدر قابل انتقال است یعنی اگر پدر كودكی ايرانی باشد آن کودک در هر جای دنيا كه به دنيا بيايد، ايرانی محسوب می‌شود. در حقیقت بر اساس قانون ایران، نسب به پدر می‌رسد و این قانون نسب مادری را نمی‌پذيرد.
بنابراین بحث اصلا مهاجرت غیرقانونی پدران این کودکان نیست، بحث غیرایرانی بودن این پدران است. نسرین ستوده تصریح می‌کند: «این​ها حتی در شکل مهاجرت قانونی هم و حتی اگر فرزندان آن​ها در ایران به دنیا آمده باشند، بازهم فرزندان​شان از گرفتن شناسنامه و اوراق هویت ایرانی محروم باقی می​مانند.»
"آن چیزی که فراموش شده حقوق این کودکان است"
موافقان طرح اعطای تابعیت ایرانی به کودکانی که مادر ایرانی دارند اما بیشتر به آن گروه از فرزندان مادران ایرانی و پدران غیرایرانی نظر دارند که در خاک ایران به سر می‌برند. آنها معتقدند که اعطای تابعیت به فرزندان زنان ایرانی و مردان غیرایرانی اقدامی انسانی است که باعث خواهد شد بسیاری از مشکلات این فرزندان حل شود.
محمد دهقان یکی از نمایندگان موافق این طرح در این باره گفت که به نظر می‌رسد صدها هزار نفر حاصل ازدواج زنان ایرانی و مردان غیرایرانی و متولد و ساکن ایران هستند. به عقیده این عضو هیئت رئیسه مجلس، این افراد باید هویت ایرانی داشته باشند و این هویت باید پیش از ۱۸ سالگی به آنها داده شود نه پس از آن.
اشاره این نماینده مجلس به ماده ۹۷۹ قانون مدنی است که بر اساس آن كليه اتباع خارجی پس از رسیدن به ۱۸ سالگی و در صورتی که مدت پنج سال به طور متوالی يا منقطع اما به صورت قانونی در ايران ساكن بوده باشند و سابقه کیفری نیز نداشته باشند می‌توانند تقاضای گرفتن تابعیت ایران را بکنند.
اما این کودکان که در ایران به دنیا آمده‌اند تا سن ۱۸ سالگی حتی از گرفتن شناسنامه ایرانی نیز محرومند و به تبع اجازه تحصیل هم ندارند. در نتیجه جامعه به دلیل افزایش کودکان محروم از تحصیل با بحران فرهنگی و بحران هویت این کودکان مواجه می‌شود.
نسرین ستوده در این باره می‌گوید: «قانون یک پدیده لایتغیر نیست. قانون برای پاسخ به نیازهای جامعه تدوین و اجرا می​شود. قانونی که ۸۰ سال پیش تدوین شده با پذیرش سیستم خون، تابعیت افراد را تابعیت پدرشان قرار داده. حالا ایرادی ندارد، جامعه با چنین بحرانی مواجه است، حقوق آن کودکانی که به ایران آمده​​اند، پناهنده​ها یا مهاجران و هر شکل دیگری که وارد ایران شده​اند، در معرض خطر است. جامعه هم در واقع در معرض چنین مخاطراتی قرار می​گیرد. بنابراین این سیستم برای حفظ منافع کودکان و حفظ منافع جامعه باید تغییر کند.»
قانون اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی و پدران غیرایرانی از سال ۱۳۸۵ تا کنون چندین بار در مجلس طرح شده و هربار با آن مخالفت شده است. اما به نظر نسرین ستوده هیچ راهی جز تغییر قانون فعلی وجود ندارد: «با توجه به شرایط جغرافیایی کشورمان و شرایطی که هم​اکنون در دنیا حاکم است، شما می​بینید کشورهای مختلف با موج مهاجرت مواجه هستند و ما هم یکی از آن کشورها هستیم. تعداد افراد فاقد هویت که در بطن خودش بحران شدیدی را می​تواند پرورش بدهد رو به افزایش است و حتما باید دولت و جامعه برای این بحران فکری بکند تا هم مهاجران از وضعیت بلاتکلیف خارج بشوند و هم جامعه از چنین مخاطراتی نجات پیدا کند.»
یک نماینده مجلس تعداد کودکانی را که مادر ایرانی و پدر غیرایرانی دارند و در حال حاضر بدون شناسنامه در ایران هستند یک میلیون نفر اعلام کرده است. به گفته مسئولان دفتر امور اتباع خارجی وزارت امور خارجه، آمار دقیقی از این کودکان در دست نیست اما تعداد یک میلیون می‌تواند درست باشد.
حالا سرنوشت حدود یک میلیون کودکی که مادرانشان ایرانی هستند و خودشان نیز در داخل مرزهای ایران به دنیا آمده‌اند، در دست نمایندگان مجلس است و البته در دست قانونی که در انتقال نسب هیچ نقشی برای مادر قائل نیست.

ورزشکاران و هواداران فوتبال در سوگ کاپیتان جوان پرسپولیس

ورزشکاران و هواداران فوتبال در سوگ کاپیتان جوان پرسپولیس

کاپیتان تیم فوتبال پرسپولیس سحرگاه صبح پنج‌شنبه (۹ مهر/ ۱ اکتبر) به دلیل ایست قلبی درگذشت. هادی نوروزی تنها ۳۰ سال سن داشت. درگذشت ناگهانی این بازیکن جوان بسیاری از ورزشکاران و هواداران فوتبال را در شوک فرو برده است.

یک قصه عاشقانه سوری

یک قصه عاشقانه سوری

بازداشت شون مک‌ الیستر مستندساز بریتانیایی توسط پلیس مخفی سوریه در سال ۲۰۱۱ خبر ساز شد.
 
به دنبال بازداشت او یک زوج سوری که موضوع فیلم مستند شون مک الیستر بودند مجبور شدند از کشور فرار کنند. ولی او پس از آزادی تولید فیلم را ادامه داده و آن را تکمیل کرد.
 
شون مک الیستر از سلول خود در زندان می‌توانست صدای فریادهای انقلابیون سوری را بشنود. اکتبر ۲۰۱۱ بود و سوریه با سرعت به سمت یک جنگ داخلی می غلتید. ماموران پلیس مخفی رژیم سوریه آقای مک الیستر را در دمشق مخفیانه بازداشت کردند، به او چشم‌بند زده و به زندان بردند. او در زندان رفتار خشن و بی رحمانه ماموران حکومت سوریه با تظاهرکنندگان و مخالفان بازداشت شده را تجربه کرد.
 
شون مک الیستر از مشاهدات خود در زندان می گوید: "آنها برای نرم کردن و یا درهم شکستن این جوانان بیست یا بیست و چند ساله روشهای مختلفی دارند یکی از آنها شلاق زدن با کابل و یا شلنگ است. شلاق زدن آنها ادامه پیدا می کند و از سلولهای مختلف صدای فریاد زندانیان به گوش می‌رسید. پس از چند ساعت شلاق زدن آنها را در دخمه های کوچک و بدون پنجره ای می اندازند که حتی برای نشستن هم جای کافی ندارند."
 
پس از آزادی شون مک الیستر اینبار مشاهدات و تجارب او از زندان های سوریه خبر ساز شد. ولی در آن زمان تنها چیزی که او به آن فکر می کرد خانواده‌ای بود که برای تولید فیلم مستندش از آنها فیلمبرداری کرده بود.
 
فیلم مستند شون مک الیستر با عنوان "قصه عاشقانه سوری" اکنون در بریتانیا اکران شده است. این فیلم ماجراهای زندگی یک زوج فعال سیاسی سوری به نام های عامر داوود و رقدا حسن و فرزندان آنها را پنج سال دنبال می کند.
 
در زمان بازداشت شون مک الیستر در سال ۲۰۱۱ ماموران امنیتی سوریه وسایل او را ضبط کردند و فیلم های مصاحبه با این زوج، انتقادات آنها از حکومت و نقش آنها در سازماندهی تظاهرات ضد حکومتی جزو آن بود.
شون مک الیستر و عامر داوودوقتی که ماموران امنیتی از آقای مک الیستر محل زندگی و اختفای این زوج را جویا شدند فیلمساز بریتانیایی به آنها اطلاعات غلطی داد و به این ترتیب عامر و رقدا فرصت کافی پیدا کرده تا به لبنان فرار کنند.
 
شون مک الیستر می‌گوید: "در آن زمان من به شدت احساس گناه می کردم و یک سال بعد از آن نیز خیلی بد بود چون آنها در بیروت گیر کرده بودند و شرایط سختی داشتند."
 
با توجه به اینکه سرنوشت این زوج به بخش مهمی از داستان فیلم بدل شده بود شون مک الیستر تصمیم گرفت به فیلمبرداری از زندگی آنها ادامه دهد و آنها نیز مخالفتی نکردند.
 
عامر داوود می گوید: "من فکر می کردم که همکاری با شون مک الیستر روزنه‌ای از امید است. چون ما فعال سیاسی هستیم و فعالان سیاسی همواره در زندگی خود هدف بزرگتری دارند که رساندن پیام و افکار خود به جامعه است."
 
شون مک الیستر در سال ۲۰۰۸ به سوریه رفت. قصد داشت مدتی از کار فیلمبرداری در مناطق جنگی مرخصی بگیرد و در مورد زندگی مردم در شرایطی مثل سوریه که او آن را "یک دیکتاتوری کارآمد" توصیف می کرد، تحقیق کند. هشت ماه در مورد داستانی که بتواند واقعیت های زندگی در سوریه را ورای پوسترهای تبلیغاتی رژیم نشان دهد تحقیق کرد. یک شب در پارکی در شهر دمشق با داوود آشنا شد. داوود به او گفت: "اگر واقعا می خواهی در مورد سوریه فیلم بسازی بیا و از من فیلمبرداری کن."
 
شون مک الیستر داستان خود در مورد سوریه را پیدا کرد و آن یک داستان عاشقانه بود.
عامر داوود عضو جبهه آزادیبخش فلسطین و سه سال زندانی بود. در مدت اسارت با زنی که در سلول کناری زندانی بود دوست شده بود. سوابق رقدا حسن بسیار متفاوت بود . او از علوی های سوریه است، یعنی همان اقلیتی که بشار اسد و اکثر سران رژیم به آن تعلق دارند. ولی او نیز مخالف فعال رژیم سوریه و یک کمونیست انقلابی بود.

ریچارد فرزند، داوود و حسنآنها در دیواری که سلولهایشان را از یکدیگر جدا می کرد سوراخ کوچکی درست کرده و پس از ماهها گفتگو عاشق یکدیگر شدند. پس از آزادی از زندان ازدواج کرده و صاحب دو فرزند شدند.
 
عامر داوود می گوید: "تمام آرزوی ما این بود که با هم باشیم و هیچ چیزی، حتی مرگ ما را از یکدیگر جدا نکند."
اما زمانیکه مک الیستر، عامر و فرزندان او را دید رقدا حسن به خاطر نوشتن کتاب داستانی که یکی از موضوعات آن رابطه این زوج بود دوباره دستگیر شده و در زندان بود.
 
رقدا حسن در سال ۲۰۱۱ در یک عفو عمومی از زندان آزاد شد که از اقدامات رژیم سوریه در واکنش به اعتراضات بهار عربی بود.
اما مدتی پس از آن این زوج مجبور شدند به لبنان بگریزند و در آنجا بود که به مرور ازدواج این دو از هم گسست. رقدا که سالها برای تغییر و انقلاب در سوریه مبارزه کرده بود نمی‌توانست در لبنان آرام بگیرد و به سوریه بازگشت. همسر و فرزندانشان بدون او نمی‌توانستند از کشورهای اروپایی پناهندگی سیاسی بگیرند.
 
در نهایت دوباره اعضای خانواده به هم پیوستند و توانستند در فرانسه پناهندگی بگیرند. اما مهاجرت و زندگی پناهندگی برای آنها شادی نیاورد.
 
در فیلم مستند "قصه عاشقانه سوری" که جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم مستند "شفیلد" را اوایل سال جاری دریافت کرد، صحنه‌ای طولانی و در فضایی تنگ از آپارتمان این زوج فیلمبرداری شده که به آثار اینگمار برگمن شباهت دارد. تماشاچی شاهد کینه ورزی و اتهام زنی متقابل این زوج است. از خیانت به حرمت رابطه عاشقانه و حتی از اقدام به خودکشی صحبت می شود.
 
شون مک الیستر می گوید:"واقعا عجیب بود. آنها در آلبی شهر زیبایی در جنوب فرانسه، زندگی می کردند که شاید مثل رویا باشد. و من به آغاز این سفر فکر می کردم، یعنی زمانی که این زوج در آرزوی آزادی بودند. ولی آزادی به این شکل عجیب و باورنکردنی در زندگی آنها ظاهر شده بود. اما در مسیر رسیدن به این نقطه آنها چیزهای زیادی و از جمله یکدیگر را از دست داده بودند و واقعا نمی‌توانستند موقعیت جدید خود را درک کنند."

این زوج برای درک بهتر از شرایطی که در زندگی آنها به وجود آمده بود به شون مک الیستر روی می‌آوردنداین زوج برای درک بهتر از شرایطی که در زندگی آنها به وجود آمده بود به شون مک الیستر روی می‌آوردند. هر دوی آنها به طور مرتب به او تلفن می زدند و از او می‌خواستند که برای قضاوت در مورد مشاجره ها و اختلافاتشان به فرانسه برود. اما او که شاهد زندگی آنها بود به جای قاضی و یا وکیل مدافع یکی از طرفین می توانست از هر دو طرف سئوال و جواب کند.
 
در یکی از این مکالمه ها شون مک الیستر به رقدا حسن می گوید: "وقتی که تو زندانی بود، او عاشقت بود." رقدا در پاسخ می گوید: "همه سوری ها زندانیان را دوست دارند."
 
مک الیستر در ادامه می گوید:" نه!" و ادامه می دهد: "او عاشق زنش بود."
می بینیم که این زوج فیلم هایی را که مک الیستر در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ از آنها گرفته بود بارها و بارها تماشا می کنند. این بخش از فیلم خاطرات سالهای اول زندگی زناشویی آنهاست و یادآور کشوری که آن را به جا گذاشته و دوستان، اعضای خانواده و اقوامی که در این مدت کشته شده اند.
 
رقدا حسن اکنون در ترکیه زندگی می کند و در تشکیلات اپوزیسیون سوریه فعال است. عامر داوود هنوز همراه با فرزندانشان ساکن فرانسه است. او در مورد نسخه نهایی فیلم مستند شون مک الیستر می گوید:" وقتی فیلم را تماشا می کردم و همسر و فرزندانم را می دیدم نتوانستم جلوی اشکم را بگیرم. ساعت ها در تنهایی گریه کردم و از زندگی خودم و زندگی فرزندانم تاسف می خوردم و دلم برای رقدا می سوخت. شرایط امروزی ما چطور است و چطور می توانست باشد. تا چند روز پس از تماشای فیلم تمام این افکار ذهن مرا پر کرده بودند."
عامر داوود معتقد است اگر سوریه دچار جنگ نشده بود ازدواج و خانواده او از هم نمی پاشید. او می گوید: "من در این مورد مطمئنم چون ما قصه عاشقانه بزرگی داریم."
 
وقتی که شون الیستر در سال ۲۰۱۰ فیلمبرداری این مستند را شروع کرد او نمی توانست بهار عربی و جنگ داخلی را پیش بینی کند. او روی این فیلم به عنوان یک طرح شخصی و بدون حمایت و کمک هیچ تولید کننده یا شبکه تلویزیونی تا سال ۲۰۱۳ کار کرد. اما درست چند هفته قبل اکران فیلم، یک حادثه دیگر روی داد و آن توجه یکباره و گسترده افکار عمومی به مصائب و شرایط پناهجویان سوری بود.

ورود بی​رویه فاضلاب بیمارستانی به خزر

ورود بی​رویه فاضلاب بیمارستانی به خزر

نماینده مردم رشت در مجلس می​گوید روزانه ۱۷۰۰ متر مکعب فاضلاب‌ عفونی بیمارستان‌های گیلان وارد رودخانه‌ها و دریای خزر می‌شود. فعالان زیست محیطی درباره ورود فاضلاب​ صنعتی و خانگی به خزر هشدار می‌دهند.
کارشناسان محلی که در رابطه با مسائل زیست محیطی خزر فعالیت می​کنند در گفت‌و‌گو با دویچه وله، خزر را "دریای آلوده و بیمار" توصیف کردند. به گفته‌ی حامد مشیری، مدیر عامل "انجمن طرح سرزمین" ​به دلیل سرازیر شدن فاضلاب شهری، صنعتی و خانگی دریای خزر قابل شناکردن نیست.
آقای مشیری تاکید می​کند: «دولت باید مشکلات زیست محیطی خزر را جدی بگیرد. با شعار دادن و یا حرکت​های نمایشی کاری پیش نمی​رود و اکنون ما به اقدامات عملی برای حفاظت دریا نیاز داریم. هر چه زودتر باید امکانات بازیافت فاضلاب بوجود بیاد.»
غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده مجلس در گفت‌وگو با تارنمای "خانه ملت" (۱۵ شهریور / ۶سپتامبر) در باره پیامد‌های جدی ورود بی‌رویه فاضلاب و مواد آلوده به دریای خزر هشدار داده است. او می‌گوید: «هر تن زباله حدود ۶۰۰ لیتر شیرآبه (درگیلان) وارد محیط می‌کند که اثرات بسیار خطرناکی دارد؛ این شیرآبه‌‌ها به رودخانه سیاه رود پیوسته و از طریق گوهررود به تالاب انزلی سرازیر می‌شود و از طریق ماهیان و پرندگان به ما بازمی‌گردد که آمار بالای سرطان و بیماری‌های ناشناخته مثل "ام.اس" در استان گیلان گواه یک بحران زیست محیطی و بهداشتی است.»
این نماینده مجلس با یادآوری پسماندهای پزشکی، فاضلاب بیمارستانی، خانگی و صنعتی در استان گیلان تاکید کرده است:‌ «این استان دارای ۳۴ بیمارستان است که حدود سی و نیم تن پسماند عفونی تولید می‌کنند که برخی از بیمارستان‌ها دارای سیستم امحا هستند و در مجموع ۴۰ درصد توسط دو واحد امحا کننده پسماند، مدیریت می‌شود و مابقی توسط شهرداری جمع‌آوری و در مرکز دفن پسماند همراه با پسماند عادی دفع می‌شود.»
سرازیر شدن شیرآبه عفونی بیمارستان​ها به خزر
جعفرزاده ایمن‌آبادی درباره فاضلاب بیمارستانی استان گیلان نیز می​گوید: «از بین ۳۱ بیمارستان فعال در استان گیلان تنها ۸ بیمارستان مجهز به سیستم تصفیه فاضلاب هستند و ۱۷۰۰ متر مکعب فاضلاب دیگر مراکز درمانی که بسیار خطرناک و عفونی هستند روزانه وارد رودخانه‌ها شده که در نهایت وارد تالاب‌ها و دریای خزر می‌شود.»
حمیدرضا میرزاده، فعال محیط زیست
حمیدرضا میرزاده، فعال محیط زیست
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی هشدار می​دهد که وضعیت زیست محیطی استان‌های شمالی به ویژه استان گیلان فاجعه‌آمیز است و اگر سازمان محیط زیست به کمک این استان‌های شمالی نرسد "بزرگترین فاجعه انسانی بشری" در این مناطق شکل خواهد گرفت.
ابلاغ قانون حفاظت از محیط زیست دریای خزر
وضعیت آلودگی دریای خزر به گفته فعالین زیست محیطی محلی پس از روی کارآمدن دولت یازدهم نیز تغییری نکرده است. اخیرا رئیس جمهورایران (۲۶ شهریور / ۱۷سپتامبر) قانون "حفاظت از دریای خزر" را ابلاغ کرد. این قانون شامل ۲۹ ماده و ۵ پیوست است که الحاقی به "کنوانسیون چهارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی، دریای خزر است. هدف از تصویب این قانون از میان بردن آلودگی محیط زیست دریایی ناشی از منابع و فعالیت‌های مستقر در خشکی است تا این که محیط زیست دریایی دریای خزر از لحاظ زیست‌ محیطی سالم شده و حفظ گردد.
​میرزاده فعال محیط زیست در تهران، در باره این قانون به دویچه وله می‌گوید: «در ایران و کشورهای حاشیه دریای خزر قوانین زیادی تابحال تصویب شده، اما این قوانین ضمانت اجرایی نداشته​اند. ما مثلا "کنوانسیون تهران" را برای حفاظت دریای خزر داریم که اجرا نمی​شود، چونکه هنوزهم منافع اقتصادی حرف اول را می​زند. مسئله اکتشاف و استخراج نفت و گاز و یا انتقال آن اولویت دارد. بنابراین قانون حفاظت از محیط زیست که آقای روحانی ابلاغ کرده نیز سرنوشتی مشابه دیگر قوانینی خواهد داشت که تابحال اجرا نشده​اند.»
اعلام منطقه ممنوعه شنا در برخی از سواحل خزر
اعلام منطقه ممنوعه شنا در برخی از سواحل خزر
این کارشناس محیط زیست درباره خطر آلودگی​های عفونی و فاضلاب ​به بیمارستان​ها نیز چنین می​گوید: «فقط بحث زباله‌های عفونی بیمارستانی نیست. بحث فاضلاب​های شهری، صنعتی، خانگی هم هست ولی فاضلاب​های عفونی بیمارستان​ها قطعا آلودگی​های خطرناکی را سبب می​شوند. اگر ما نوار ساحلی استان​های گلستان، مازندران و گیلان را در نظر بگیریم، مشاهده می​کنیم که با فاصله​های کم شهرها و سکونت​گاه​های انسانی داریم که هیچ​کدامیک از آنها سیستم تصفیه فاضلاب ندارند، بنابراین فاضلاب​های عفونی، صنعتی، شهری و خانگی و حتی کشاورزی مستقیما و یا از طریق رودخانه​ها به دریای خزر سرازیر می​شوند.»
این کارشناس خطر آلودگی را در سواحل ایران جدی‌تر می‌داند. او می​گوید: «خزر یک دریای بسته است و پساب​ها، شیرآبه​ها در قسمت جنوبی آن یعنی در سواحل ایران انباشته می​شوند، چونکه جهت چرخش آب دریا به سمت جنوب است و بیشتر تجمع آلودگی را در جنوب یعنی در سواحل ایرانی داریم. »
به گفته برخی کارشناسان محلی کلان​​شهرهای ساحلی از جمله رشت در آلودگی خزر سهم قابل توجهی​ دارند.
غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی نماینده مردم رشت در مجلس نهم نیز انتقاد می کند که شهر رشت فاقد سیستم تصفیه فاضلاب است. او تاکید می​کند ۸۲ و نیم درصد فاضلاب انسانی استان گیلان وارد اکوسیستم‌های آبی اعم از رودخانه‌ها، تالاب‌ها و دریای خزر می‌شود و تنها حدود ۱۷ و نیم درصد وارد سیستم تصفیه فاضلاب می‌شود.

کارزاری علیه «ربات در خدمت رابطه جنسی»


کارزاری علیه «ربات در خدمت رابطه جنسی»

جمینوئید-اف، یک روبات هومانوئیداگر ایده رابطه جنسی با روبات‌ها روزگاری فقط در داستان‌های علمی تخیلی وجود داشت، حالا سرعت شیوع آن به حدی شده، که کارزاری برای مقابله با گسترش آن شکل گرفته است.
 
فعالان این کارزارمعتقدند که «در دهه‌های گذشته تلاش‌های زیادی از سوی جامعه علمی و صنعتی در جهت ساخت روبات‌های جنسی انجام شده که قصد دارد ماشین را، در شکل زنان و کودکان به عنوان دستاویز جنسی، جایگزین همزیستی انسانی کند.»
 
این کمپین بر این باور است که گسترش این فن‌آوری به نابرابری‌های اجتماعی در جوامع دامن می‌زند و اثرات مخربی برای بشر به بار خواهد آورد.
 
دکتر ریچاردسون، از دانشگاه لیستسر انگلستان به بخش فناوری شبکه خبری بی‌بی‌سی می‌گوید که به نظر می‌رسد صنعت روبات‌سازی توجه ویژه‌ای به روبات‌های جنسی دارد چرا که به استفاده از این فن آوری جلوه تازه‌ای می‌بخشد. آنها بر روی اینکه روبات‌ها چطور به نظر برسند و چه نقش‌هایی را (در رابطه جنسی) بازی کنند فعالیت می کنند.
 
به عقیده این متخصص امور اخلاق رباتیک، این روبات‌ها تحکیم‌کننده نقش‌های سنتی تعریف‌شده برای زنان در یک رابطه‌اند، که آنها را فقط یک ابزار برای رابطه جنسی به شمار می‌آورد.
 
به نوشته «روزنامه هافینگتن‌پست» دکتر نیل مک آرتور، استاد فلسفه و اخلاق دانشگاه منی‌توبا در کانادا نیز پیش‌بینی می‌کند که در ده تا پانزده سال آینده تقاضاهای جدی برای این سکس-روبات‌ها در بازار وجود خواهد داشت.
 
اما در مقابل افرادی مانند دیوید لوی، متخصص هوش مصنوعی که در زمینه ساخت سکس‌بات (سکس-روبات) ها کار می‌کند به هافینگتون پست می‌گوید که دلیل این مخالفت‌ها را متوجه نمی‌شود.
 
او می‌گوید مردم از من می‌پرسند چرا فکر می‌کنم رابطه جنسی با یک روبات بهتر از رابطه با یک انسان است. آنها اصلا متوجه نیستند که برای بسیاری از مردم داشتن رابطه با انسان‌های دیگر بسیار سخت و حتی ناممکن است. برای آنها سوال این نیست که رابطه با انسان بهتر است یا رابطه با یک روبات. برای آنها مسئله این است که آیا باید با یک روبات رابطه داشته باشند یا اصلا هیچ رابطه‌ای نداشته باشند.

کوچولوی بی سر، با عشق والدینش، به زندگی ادامه می دهد

کوچولوی بی سر، با عشق والدینش، به زندگی ادامه می دهد

 دو چشم درخشان خاکستری بسیار درشت، لب های غنچه ای خیس از شیر، گونه هایی صورتی و برجسته و پوستی سپید و لطیف؛ همه این ها، منهای نیمکره بالای جمجمه که باید مغز را در خود بگنجاند، می شود «جکسون امت بوئل»، نوزاد یک ساله ای که وقتی به دنیا آمد، سرش فقط یک نیمکره بود و پزشکان می گفتند امکان ندارد زنده بماند!
پسرک ، گرچه شبیه عروسکی شد که کودکی تخس، سرش را توی مشت فشار داده و له کرده باشد، اما زنده ماند و دل پدر و مادرش را خوش کرد و حالا هر بار به آنها می خندد و پوست نرم صورتش را وقت بغل کردن، به شانه شان می ساید، دل شان غنج می زند و ذوق می کنند که توصیه پزشکان را نشنیده گرفتند و او را در دوره حاملگی، سقط نکردند.
پزشکان به برندن و بریتنی بوئل، والدین پسرک با قطعیت گفته بودند که حتی اگر نخواهند طفل شان را سقط کنند به هر حال در لحظه تولد، او خواهد مرد.
جکسون، آنسفالی دارد. نام این بیماری برگرفته از زبان یونانی و به معنای « بی سر » است و وجه تسمیه اش این است که در آن بخش هایی از مغز و جمجمه تشکیل نمی شود و در برخی موارد پوست سر هم روی آن وجود ندارد و به همین خاطر بخش هایی از مغز نوزاد آشکار است. نوزادان مبتلا به آنسفالی در بیشتر مواقع مرده به دنیا می آیند و اگر جزو استثناءها باشند و زنده بمانند، معمولا نقص هایی مانند نابینایی، ناشنوایی و ناتوانی در تفکر دارند.
والدین جکسون در هفته هفدهم بارداری، متوجه ناقص بودن جنین شان شدند تا هفته ها او و همسرش، سوگوار و غمگین خانه نشین شدند تا تصمیم بگیرند که پسرک متولد نشده شان را بکشند یا نگه دارند.
آنطور که بریتنی مادر جکسون می گوید او و همسرش سرانجام از خودشان پرسیدند « ما چه جایگاهی داریم که بتوانیم برای مرگ و زندگی یک انسان دیگر تصمیم بگیریم ؟ » و این شد که حق زنده ماندن را از او نگرفتند و انتخاب برای رفتن یا ماندن را به عهده خودش گذاشتند. او به دیلی میل می گوید « تا جایی که توان داشتیم، آنچه برای نبرد با مرگ لازم بود در اختیار نوزادمان گذاشتیم و او هم از لحظه ای که متولد شده با مرگ جنگیده است. »
جنگی که بریتنی از آن حرف می زند، جنگی ناعادلانه بود بین درد با همه قدرتش و پسرکی که در لحظه تولد یک کیلو و 80 گرم وزن داشت و آنقدر ضعیف بود که حتی نفس نداشت گریه کند اما عشق دو جفت چشم منتظر و پر اشک را حس می کرد که ساعت ها به او خیره می شدند و دعا می کردند زنده بماند.
درد، تا سه هفته اول، برنده جنگ بود و جکسون، در این مدت بی حال و ناتوان ، در آغوش والدینش آرمیده بود با سوزن ها و لوله های پلاستیکی که تنش را کبود و سوراخ سوراخ کرده بودند اما بعد از آن سه هفته، او نه تنها سر پا شد و به مرور زمان دستگاه ها را از بدنش جدا کردند بلکه بر خلاف بیشتر کودکان بیمار در شرایط خودش، می شنود، می بیند و حتی با جیغ هایی کوتاه سعی می کند به صدای والدینش پاسخ بدهد.
عشق آدم ها را زنده نگه می دارد حتی اگر به گواه علم مادی، هیچ امیدی به فرارشان از چنگ مرگ نباشد و جکسون، نمونه یکی از آن آدم هاست؛ معجزه ای که هر صبح به زندگی لبخند می زند تا ثابت کند هر محالی، با عشق ، ممکن می شود.

آمریکا و روسیه عملیات خود را در سوریه هماهنگ می‌کنند

آمریکا و روسیه عملیات خود را در سوریه هماهنگ می‌کنند

آمریکا و روسیه قصد دارند عملیات نظامی خود را علیه مواضع تروریست‌ها در سوریه به شکلی هماهنگ پیش ببرند. ایران از حملات هوایی روسیه حمایت می‌کند. آلمان و چین گفته‌اند که مداخله نظامی برای حل بحران سوریه کافی نیست.
USA UN PK Lawrow / Kerry Treffen Nahost-Quartett in New York
کری و لاوروف
به دنبال انتقادها از نحوه حملات هوایی روسیه در خاک سوریه، آمریکا و روسیه قصد دارند برای هماهنگ کردن عملیات نظامی خود در سوریه گفت‌وگوهایی برگزار کنند. این تصمیم پس از دیدار وزرای خارجه دو کشور در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک اعلام شد.
هماهنگی عملیات نیروهای خارجی
با آغاز حملات هوایی ارتش سوریه، این نگرانی ابراز می‌شود که این حملات در رویارویی با عملیات ارتش ایالات متحده در سوریه قرار گیرند. وزرای خارجه آمریکا و روسیه اعلام کردند که قصد دارند گفت‌وگوهایی در جهت هماهنگ‌سازی عملیات نظامی خود برگزار کنند.
در آلمان گرنوت ارلر، نماینده دولت در امور روسیه، هماهنگی عملیات نظامی نیروهای خارجی در سوریه را ضرورتی حیاتی دانست. او در عین حال در برنامه‌ای تلویزیونی یادآوری کرد که بحران سوریه به قدری پیچیده است که راه‌حلی نظامی نمی‌تواند تنها راه‌‌کار آن باشد.
ناوگان روسی در بندر طرطوس
ناوگان روسی در بندر طرطوس
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، پس از دیدار با جان کری، همتای آمریکایی خود بار دیگر تکرار کرد که ارتش روسیه به تقاضای رژیم بشار اسد به عملیات نظامی در سوریه دست زده و هدف این عملیات صرفا مبارزه با "گروه‌های تروریستی" است. او همچنین اعلام کرد که حملات نیروی هوایی روسیه به مواضع "تروریست‌ها" در خاک سوریه ادامه خواهد یافت.
وزیر خارجه روسیه گزارش‌هایی را تکذیب کرد که می‌گویند نیروی هوایی روسیه، مخالفان میانه‌روی رژیم بشار اسد را بمباران کرده و باعث کشته شدن مردم غیرنظامی شده است. او به گزارش‌های وزارت دفاع روسیه و عکس‌هایی استناد کرد که نشان می‌دهند انبارهای مهمات و تجهیزات تشکیلات گروه تروریستی "دولت اسلامی" (داعش) مورد حمله قرار گرفته‌اند.
به گزارش روزنامه روسی "کومرسانت"، ارتش سوریه در شهر بندری لاذقیه پایگاه نظامی مهمی برپا کرده است. بنا به همین گزارش حدود ۱۷۰۰ ارتشی روس در پایگاه مزبور مستقر شده‌اند.
حمایت ایران از حملات هوایی
وزارت خارجه ایران از عملیات نظامی روسیه در سوریه حمایت کرد و آن را "گامی در راستای مبارزه علیه تروریسم و بحران ناشی از آن در منطقه" دانست.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز پنج‌شنبه ( ۹ مهر/ اول اکتبر) گفت: «مبارزه واقعی و ریشه‌ای با پدیده تروریسم مستلزم عزم و اراده جدی و اقدام مشترک بین‌المللی برپایه همکاری با دولت‌های عراق و سوریه» است.
سخنگوی وزارت خارجه عملیات نظامی روسیه را "گامی در راستای مبارزه علیه تروریسم و در مسیر حل بحران جاری ناشی از آن در منطقه" توصیف کرد.
اهداف "مشکوک" حملات هوایی
نیروی هوایی روسیه روز چهارشنبه (۳۰ سپتامبر) عملیاتی را در خاک روسیه شروع کرد که درباره آن نظرات متناقضی ابراز شده است. بنا به گزارش وزارت دفاع روسیه طی ۲۰ حمله هوایی، هشت موضع تروریست‌های "داعش" بمباران شدند.
اوباما و پوتین در مورد آینده بشار اسد اختلاف نظر دارند
اوباما و پوتین در مورد آینده بشار اسد اختلاف نظر دارند
اما منابع غربی و مخالفان رژیم سوریه عقیده دارند که در حملات یادشده به مواضع "داعش" حمله نشده است. گروه "ائتلاف ملی سوریه" که با رژیم بشر اسد مبارزه می‌کند، گفته است که در حملات هوایی در استان حمص ۳۶ شهروند غیرنظامی سوریه جان خود را از دست داده‌اند.
"شورای ملی سوریه" از گروه‌های مخالف رژیم بشار اسد، ولادیمیر پوتین را متهم کرد که سیاست نفاق و تفرقه را در سوریه دنبال می‌کند. صادق المصلی، سخنگوی گروه یادشده، در مصاحبه‌ای با رادیو "دویچلندفونک" گفت که ادامه عملیات نظامی روسیه به تقسیم سوریه منجر خواهد شد.
چین: راه حل دیپلماتیک
یک روز پس از آغاز عملیات روسیه در خاک سوریه، وزیر خارجه چین در کارآیی این عملیات تردید کرد و گفت که بحران سوریه راه‌حلی دیپلماتیک طلب می‌کند.
وانگ یی، وزیر خارجه چین روز پنجشنبه (اول اکتبر) در اجلاس شورای امنیت سازمان ملل گفت که جامعه جهانی نباید در قبال بحران مصیبت بار سوریه بی‌تفاوت بماند، اما در عین حال حق ندارد خودسرانه مداخله کند و حاکمیت این کشور را نادیده بگیرد.
جمهوری خلق چین، با وجود وابستگی اقتصادی به نفت خاورمیانه، تاکنون خود را از بحران‌های جاری دور نگه داشته است. چین در شورای امنیت تقریبا همیشه از سیاست روسیه پشتیبانی می‌کند.